به گزارش روابط عمومی شرکت بازآفرینی شهری ایران در این نشست، کارشناسان ضمن نقد رویکردهای تقلیلگرایانه به نوسازی کالبدی، بر ضرورت توجه به ابعاد زیستی، حافظه جمعی، توسعه درونی و جایگاه نهادهای اجتماعی و مدنی در فرایند احیای محلات تأکید کردند. سمانه خبیری شهرساز، در این نشست با اشاره به مطالعات انجامشده با راهبری زندهیاد محسن حبیبی شهرساز و معمار، ریشههای واژگانی و تحول مفهومی بازآفرینی را در ادبیات برنامهریزی شهری ایران بررسی کرد.
او با یادآوری اینکه از سال ۱۳۹۳ و پس از تدوین سند ملی بازآفرینی شهری، این مفهوم به یکی از پرکاربردترین واژهها در اسناد مدیریتی و حتی نامگذاری نهادهای متولی تبدیل شده است، تصریح کرد که تکرار بیش از حد این واژه نباید ما را از پرسش درباره معنای ژرف آن بازدارد.
به گفته خبیری، اصطلاحاتی که برای توصیف بافتها به کار میبریم، جهتگیری سیاستها را تعیین میکنند؛ اطلاق عنوان «بافت فرسوده» پیشفرض مداخله از مسیر تخریب و جایگزینی را القا میکند، در حالی که تعابیری چون «بافت کهن و واجد ارزش»، نوع نگاه و رویکرد مدیریتی را تغییر میدهد. او تأکید کرد که شهر محصول یک نسل نیست و تداوم به معنای ثابت نگه داشتن گذشته یا تکرار آن نیست، بلکه بهرهگیری از تجربه نسلهای گذشته برای شکلدهی آگاهانه به آینده است. بر اساس اندیشه دکتر حبیبی و مفهوم حافظه جمعی بیننسلی شامل «یاد گرفتن، یاد دادن، یاد آوردن و فراموش کردن»، دگردیسی و پایداری شهر در تقابل با یکدیگر نیستند و شهر میتواند ضمن تغییر، هویت و حافظه تاریخی خود را حفظ کند.
خبیری با استعاره از مفهوم بازآفرینی در زیستشناسی خاطرنشان کرد که بازآفرینی با پایان یافتن یک پروژه یا تولید نخستین ساختار جدید خاتمه نمییابد؛ ساختار نوپدید باید از نظر عملکردی با کلیت شهر پیوند بخورد. ظرفیت بازآفرینی در همه محلهها یکسان نیست و حافظه شهری صرفاً میراث ملموس نیست، بلکه دانش زیستسرزمینی و پیوندهای اجتماعی را نیز در بر میگیرد.
توسعه درونی؛ گمشده شهرهای ایران
رضا فیضی، معمار و گفت و گوگر، در بخش دیگری از این نشست با مرور تجارب جهانی بازآفرینی شهری از دهه ۱۹۸۰ در انگلستان و گذار آن از رویکردهای مبتنی بر املاک و مستغلات به مداخلات فرهنگی و حفاظتی، مفهوم «توسعه درونی» را یکی از حلقههای گمشده در شهرهای امروز ایران دانست.
او با اشاره به اهمیت نقش مراکز فرهنگی در جذب جمعیت و ارتقای محیط پیرامون، هشدار داد که برخی مداخلات جاری در شهرهای ایران به جای تقویت حیات شهری، صرفاً اهداف سوداگرانه اقتصادی را دنبال میکنند و پیش از هر مداخلهای باید درجه زیستپذیری و ظرفیتهای باقیمانده محلات سنجیده شود.
خبیری در تکمیل این بحث افزود که حتی در محلههایی که کالبد تاریخی آنها آسیب دیده یا از بین رفته است، روابط اجتماعی و سنتهای دیرپا میتوانند مبنای احیا قرار گیرند؛ نظیر محلات پیرامون حرمهای مطهر که با وجود تخریب تکیهها، برگزاری آیینها توسط ساکنان نشاندهنده بقای حافظه جمعی و پیوندهای اجتماعی است.
نقش نهاد پنهان و ساختارهای ستادی در تحولات شهری
در ادامه، عبدالرضا گلپایگانی عضو هیات مدیره سازمان ملی زمین و مسکن با اشاره به سابقه چنددههای طرحهای جامع و تفصیلی , پدید آمدن واقعیت شهرهای ایران را حاصل عملکرد «نهاد پنهان»؛ یعنی اراده خودجوش و مردمی درون محلات دانست که فراتر از ساختار رسمی مدیریت شهری عمل میکند. او تأکید کرد که مؤثرترین اقدام حاکمیت، شناسایی و تقویت این ساختارهای مدنی و بومی است.
گلپایگانی همچنین با اشاره به فعالیت مجدد ستاد ملی، استانی و شهرستانی بازآفرینی و وجود برخی کاستیها در هماهنگیهای مدیریتی محلی، به تجارب موفق در شهرهای کوچک نظیر شهر ریوش در خراسان رضوی اشاره کرد که در آنها مدیران محلی با تکیه بر ارزشهای بومشناختی و سرزمینی به احیای هویت شهری پرداختهاند؛ امری که نشاندهنده تسری ادبیات اصیل بازآفرینی به سطوح خرد مدیریتی و ضرورت همافزایی میان ارکان حاکمیتی و جوامع محلی است.